” اخبار تازه “

قابل توجه کاربران محترم ! این سایت برابرقوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی‌ایران طراحی شده است . بر این اساس ا ز نگارش مطالب و نوشته‌های مغایر  با شعائر  اسلامی‌جلو گیری به عمل خواهد آمد .          سپاس و ادامه مطلب

Posted in " اخبار تازه " | Leave a comment

” غربت یعنی …… ” به قلم : جبار شفیعی

در خاک تو خورشید را صدا می‌زنم ، پاسخی نمی‌دهد ، بی پاسخی او طلوع بی معنی در شهری است که کوچه‌هایش خالی از نفس مردمان است .در کوچه‌های تو دوستی‌ها معنا یافت ، و در کوچه‌های تو بود که ما نام گرفتیم ، زبان آموختیم . اولین خنده بر لبانمان نقش بست . ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | ۱ Comment

” یکی بود یکی نبود … ” به قلم : جبار شفیعی

یکی بود یکی نبود  غیر خدا  هیچکی نبود . زیر گنبد کبود  اون دور دست‌ها زیرآسمان خدا بیابانی بود و کسی نبود . خدایی بود و آسمانی ، زمین بود، خورشید وصحرایی خشک ، تا روزی عده ای  مو بور و چشم آبی از اون طرف دنیا  اومدن و اون جا را پیدا کردند ، ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | ۱۱ Comments

” عروس نیمه شب ” به قلم : مرزبان میهن زاده

ساعت دیواری اطاقک نگهبانی یک بامداد یا به عبارتی یک ساعت بعد از نیمه شب را نشان میداد . سکوت خفه کننده ای فضا را در بر گرفته بود ، اندک نوری هم که از پنجره‌های اطاقک به بیرون می‌تابید تنها می‌توانست شعاع یک متری اطراف اطاقک را روشن سازد ، چند ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | ۷ Comments

” یک نامه نا تمام ” به قلم : ابراهیم نامداری

جناب آقای میهن زاده با عرض سلام              برادر گرامی‌ضمن آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما به خدمت شما وهمشهریانم عرض میکنم که من ایمان واطمینان قلبی دارم که نفت شهر یک بار دیگر ساخته خواهد شد وما در کشتزار‌هایش ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | Leave a comment

” دلم چه میخواهد ” به قلم : ابراهیم نامداری

دز این روزگار بی مهری وبی وفایی دلم فیس بوک وتوییترنمی‌خواهد دلم  هوای اردیبهشت نفت شهر ومردم نازنینش را میخواهد دلم پیامک وکامنت وایمیل نمیخواهد دلم صدای گرم هدایت بهمنی وچهره فرامرز میهن زاده را میخواهد دلم ال ای دی ودی وی دی وسینمای ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | ۲ Comments

” بر بلندای نفت شهر ” به قلم : مصطفی میهن زاده

ما باید برای تاریخ نفت شهر که سابقه ای دیرینه و بس درخشان دارد ارزش متعالی قائل شویم ، زیرا هر گوشه ای از این سرزمین برای ما بشارتیست از یاد بزرگان و دلیر مردان آن دیار ، پس اساساً  نباید از ودیعه ای که خداوند ، پدران و اجداد ما ن در اختیار ما ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | ۶ Comments

” سرزمین من ….” به قلم : جبار شفیعی

سرزمین نخل و خورشید ، سرزمین باد‌های گرم وسوزان ، سرزمین مادران سیاهپوش زغم پسران ، سرزمین درختچه‌ها ی گز در کناررودخانه خشکیده ز آب ، نی ‌های بلند کنار رود ، پلهای ریخته بر زمین ، کوره‌های خاموش ، بادهای داغ و سام……………و سرزمین ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | ۹ Comments

” عکس‌های ارسالی ابراهیم نامداری ۲ “

  ادامه مطلب

Posted in "عکسهای نفتشهریها " | Leave a comment

” عکس‌های ارسالی ابراهیم نامداری ۱ “

ادامه مطلب

Posted in "عکسهای نفتشهریها " | Leave a comment

” انتهای وحشت ” و ” خورشید خانم ” به قلم : ابراهیم نامداری

انتهای وحشت   این یک داستان واقعی است که توسط یکی از بستگان نزدیک ما نقل شده است سال وقوع جریان ۱۳۳۸ وراوی داستان در آن زمان ده ساله بوده است . در نفت شهر شنا یکی از تفریحات ثابت ما بودمخصوصا وقتی هوا خیلی گرم میشد غیر از باشگاه شرکت نفت ادامه مطلب

Posted in "نوشته های نفتشهریها " | ۲ Comments